حسن حسن زاده آملى
19
هزار و يك كلمه (فارسى)
از تحقق شىء است ، و سبب تصديق قبل از تصديق است . و اگر مراد از اين حقيقت آنى است كه ما محقّق آنيم ، بنابراين وجه حقيقت واحدهاى به حسب خارج در هر فردى متحقق است نه بهطور تعدد و توزّع ؛ و حال اينكه شركت خارجيه بدون تعدد و توزع ممتنع است و أحدى هم قائل به تعدد و توزع حقيقت واحده در خارج به حسب افراد نيست ، پس امر حقيقت شىء چگونه است ؟ اين بود ادلهء نهگانهاى كه در عدم اعتماد بر مبانى اهل نظر گفته شده است و ما نقل به ترجمه كردهايم و فعلا از ورود در ردّ و ايراد و نقض و ابرام آنها اعراض مىكنيم ، ولى سخن در اين است كه اقامه دليل بر ردّ مبانى علوم نظريه ، باسلاح دليل به جنگ دليل رفتن است و دليل خود فلسفه است . و حق اين است كه هيچگاه جامعهء بشرى نمىتواند از منطق و برهان مستغنى باشد . ائمه دين ما عليهم السلام به طريق فكر و نظر با مردم احتجاج مىفرمودند و كتاب احتجاج شيخ جليل احمد بن على بن ابى طالب طبرسى رضوان الله عليه و ديگر جوامع روايى مأثور از اهل بيت عصمت و وحى بر اين مدعى شاهد عدلاند . بلكه قرآن مجيد حجّت بالغه است ، در چند جا احتجاج انبياء عليهم السلام را حكايت فرموده است . قاضى نور الله شهيد ( قده ) را در اول مجلس ششم مجالس المؤمنين بيانى اوسط است كه : تحصيل يقين به مطالب حقيقيه كه حكمت عبارت از آنست يا به نظر و استدلال حاصل مىشود چنان كه طريقه اهل نظر است و ايشان را علما و حكما مىخوانند ، يا به طريق تصفيه و استكمال چنانكه شيوهء اهل فقر است و ايشان را عرفا و اوليا نامند . و اگرچه هر دو طايفه به حقيقت حكمااند ليكن اين طايفه ثانيه چون به محض موهبت ربانى فائز به درجه كمال شدهاند و از مكتبخانهء و علّمناه من لدّنا علما سبق گرفتهاند و در طريق ايشان اشواك شكوك و غوائل اوهام كمتر است ، اشرف و اعلى باشند و به وراثت انبياء كه صفوت خلائقاند اقرب و اولى خواهند بود و هردو طريق در نهايت وصول سر به هم باز مىآورد و اليه يرجع الأمر كلّه . و ميان محققان هر دو طريق هيچ خلاف نيست چنانچه منقول است كه شيخ عارف